خدایا...
خدایا! کمکم کن؛ پیمانی را که در طوفان با تو بستم در آرامش فراموش نکنم.
خدایا...
خانه | آرشيو | ايميل


سلام
مرسی که وب من اومدین.
نظر بدین خوشحال میشم.خواهش میکنم نظر خصوصی نذارید.دوستانی که مایل به تبادل لینک هستن وبم رو با عنوان خدایا... لینک کنن و به من هم خبر بدن تا با چه عنوانی اون ها رو بلینکم.

(آتون به معنی خدای یگانه در زبان مصر قدیم)


مرسی

امکانات و ابزارها


نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
.
طبقه بندي موضوعي
امکانات جانبي
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Blogfa.com
Online Template Builder
خداوندا تویی پروردگارم - حسان

خداوندا تویی پروردگارم
همه از توست، یارب، هرچه دارم
زمین و آسمان و ماه و خورشید 
به چشم دل، همه آیات توحید
تو یارب، این شب و روز آفریدی
تو یارب، این جهان را پروریدی
سزد تنها تو را یارب! خدایی
چه نیکو کرده ای قدرت نمایی
خداوندا تویی پروردگارم
همه از توست، یارب، هرچه دارم
خداوندا پناه بندگانی
نباشد چون تو یار مهربانی
تو دادی کودکان را مهر و لبخند 
تو دادی مادران را مهر فرزند
خداوندا همه نیکویی از توست 
نوازش از تو و دلجویی از توست
خداوندا تویی پروردگارم
همه از توست، یارب، هرچه دارم
الهی نعمتت از حَد فُزون است
زبان از گفتن شُکرت زَبون است
خداوندا به من منّت نهادی 
که در باغ محبّت راه دادی
چگونه شُکر این نعمت گزارم
که در دل پرتو مِهر تو دارم


[ ]
+
بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین
  To fall in love
عاشق شدن

To laugh until it hurts your stomach
آنقدر بخندی که دلت درد بگیره

To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری

To go for a vacation to some pretty place.
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری


To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی

To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی

To leave the Shower and find that the towel is warm
از حموم که اومدی بیرون ببینی حوله ات گرمه !

To clear your last exam.
آخرین امتحانت رو پاس کنی

To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to.
کسی که معمولا زیاد نمی‌بینیش ولی دلت می‌خواد ببینیش بهت تلفن کنه


To find money in a pant that you haven't used since last year.
توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی‌کردی پول پیدا کنی


To laugh at yourself looking at mirror, making faces. 
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی !!!

Calls at midnight that last for hours.
تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه


To laugh without a reason.
بدون دلیل بخندی

To accidentally hear somebody say something good about you.
بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می‌کنه


To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours.
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می‌تونی بخوابی !


To hear a song that makes you remember a special person.
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما می‌یاره


To be part of a team.
عضو یک تیم باشی


To watch the sunset from the hill top.
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی


To make new friends.
دوستای جدید پیدا کنی


To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person.
وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین !


To pass time with your best friends.
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی


To see people that you like, feeling happy
کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی


See an old friend again and to feel that the things have not changed.
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده


To take an evening walk along the beach.
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی


To have somebody tell you that he/she loves you.
یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره


remembering stupid things done with stupid friends. To laugh .......laugh. ........and laugh ......
یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و ....... باز هم بخندی


These are the best moments of life....
اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند


Let us learn to cherish them.
قدرشون روبدونیم


"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگی یک هدیه است که باید ازش لذت برد نه مشکلی که باید حلش کرد

وقتی
زندگی 100 دلیل برای گریه كردن
به تو نشان میده
تو 1000 دلیل برای خندیدن 
به اون نشون بده.
(چارلی‌ چاپلین)


[ ]
+
جمعه پدرم تمام امیدم فوت شد

جمعه ساعت ۱۱شب بدترین اتفاق زندگیم افتاد

میدونم که جاش تو بهشته

ولی خیلی دلم براش تنگ شده خیلی


[ ]
+

اي مالک ، اگر شب هنگام کسي را درحال گناه ديدي ، فردا به چشم گناهکار در او نگاه مکن

شايد سحر توبه کرده باشد !

امام علي (ع)


[ ]
+
تقویمش پر شده بود و تنها دو روز ،تنها دو روز ِ  خط نخورده باقی مانده بود

پریشان شد ، اشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزها بیشتری از خدا بگیرد

داد زد ، بد و بیراه گفت و خدا سکوت کرد ...

جیغ زد و جار جنجال راه انداخت ، خدا سکوت کرد ...

اسمان و زمین را به هم ریخت،خدا سکوت کرد ...

کفر گفت و سجاده دور انداخت ، خدا سکوت کرد

دلش گرفت ، گریست و به سجاده افتاد

خدا سکوتش را شکست و گفت :

                        عزیزم ، اما یک

روز دیگر هم رفت

تمام روز را به بد و بیراه و جار و جنجال از دست دادی

تنها یک روز دیگر باقیست ،بیا لااقل این یک روز را زندگی کن

لا به لای هق هقش گفت :

اما با یک روز ... چکار میتوان کرد ؟

خدا گفت :

       ان کس که لذت یک روز زیستن را تجربه کند گویی هزار سال زیسته است 

                 و ان که امروزش را در نمیابد هزار سال هم به کارش نمی اید

انگاه خدا سهم یک روز را در دستانش ریخت و گفت :

      حالا برو و یک روز زندگی کن

او مات و مبهوت به زندگی نگاه کرد که در گودی دستانش میدرخشید

میترسید حرکت کند میترسید راه برود می ترسید زندگی از لابه لای انگشتانش بریزد...

قدری ایستاد بعد با خودش گفت:

وقتی فردایی ندارم نگه داشتن این زندگی چه فایده ای دارد .بگذار این یک مشت زندگی را مصرف کنم

ان وقت شروع به دویدن کرد

    زندگی را به سر و رویش پاشید

زندگی را نوشید

 و زندگی را بویید

چنان به وجد امد که دید میتواند تا ته دنیا بدود        

      میتواند بال بزند

            میتواند پا روی خورشید بگذارد

                میتواند ...

در ان روز اسمان خراشی بنا نکرد ، زمینی را مالک نشد ، مقامی را به دست نیاورد

اما در همان یک روز دست بر پوست درختی کشید    

    روی چمن خوابید

 کفش دوزکی را تماشا کرد

سرش را بالا گرفت و ابرها را دید و به انهایی که او را نمیشناختند سلام کرد

و برای انها که دوستش نداشتند از ته دل دعا کرد

     او در همان یک روز اشتی کرد

   خندید

    سبک شد

      لذت برد

        سرشار شد

           بخشید

              عاشق شد

                 عبور کرد

                 و تمام شد

            او در همان یک روز زندگی کرد...


[ ]
+
منم زیبا که زیبا بنده ام را دوست میدارم
منم زیبا که زیبا بنده ام را دوست میدارم

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

ترا در بیکران دنیای تنهایان رهایت من نخواهم کرد

رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود تو غیر از من چه میجویی؟

تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟

تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب میدانم

تو دعوت کن مرا با خود به اشکی،

یا خدایی میهمانم کن که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم

طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت

که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد

تویی زیباتر از خورشید زیبایم،

تویی والاترین مهمان دنیایم که دنیا بی تو چیزی چون تورا کم داشت

وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟

هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تورا از درگهم راندم؟ که میترساندت از من؟

رها کن آن خدای دور؟! آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را

این منم پروردگار مهربانت. خالقت. اینک صدایم کن مرا. با قطره ی اشکی

به پیش آور دو دست خالی خود را.

با زبان بسته ات کاری ندارم لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم

غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟

بگو جز من کس دیگر نمیفهمد. به نجوایی صدایم کن.

بدان آغوش من باز است قسم بر عاشقان پاک با ایمان

قسم بر اسبهای خسته در میدان تو را در بهترین اوقات آوردم

قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من

قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور

قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد

برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو تمام گامهای مانده اش با من

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

ترا در بیکران دنیای تنهایان.

رهایت من نخواهم کرد.

                                                                                           

سهراب سپهری                              


[ منم زیبا که زیبا بنده ام را دوست میدارم ]
+
با خود تکرار کنیم...
افکار بر پایه حسادت , ترس , دلواپسی , اضطراب , اعصاب

...
غده های ترشح کننده شما را به تنش در آورده و آنها را خراب

میکند ,

در نتیجه به انواع بیماری های سخت مبتلا می شوید !



هر روز با خود تکرار کنید:

ارتقاء و پیشرفت من در دست خودم است. من در تمام زمینه ها

ترقی می کنم. هوش بیکرانم مرا هدایت میکند و راه های تازه ای

به من نشان میدهد !




هر صبح با خود بخوانید:

من به خودم وزندگیم اعتماد دارم. من دارای اراده ای پولادین

هستم و از مشکلات نمی ترسم !



هر پگاه نجوا کنید:

من انسانی هستم با نشاط , خوش بین و امیدوار و سرشار از

عشق و محبت به مردم !



هنگام برخورد با مشکلات بخوانید:

در هر موقعیتی می توام از اراده ام کمک بگیرم و راه حلی برای

مشکلاتم پیدا کنم !



برای دستیابی به آرامش بخوانید :

زندگی را همین طور که هست میبینم نه آنگونه که باید باشد !



فراموش نکنید:

فقط بخوانید , زیرا دانش نهفته در درون کتاب ها جان های

بسیاری را نجات داده است !



به خاطر بسپار:

ما , تارو پود بدبختی را خود می بافیم و نام آن را میگذاریم :

سرنوشت !

[ با خود تکرار کنیم... ]
+
                            « همیشه مثل شیر‌ِسیر باش »

 

 

 


[ ]
+
گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر

با اعتماد، زمان حالت را بگذران
                 
و بدون ترس برای آینده آماده شو









ایمانت را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز

شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن

زندگی شگفت انگیز است
       
                        فقط در صورتیکه بدانی چطور زندگی کنی                    




 
       مهم این نیست که قشنگ باشی                                                                                                                                                                           

                               قشنگ این است که مهم باشی  !
           
          حتی برای یک نفر کوچک باش و عاشق .... 
                                                                                                                                                                    
                                                                                   


                                            
که عشق، خود میداند آئین بزرگ دانستنت را

                                                         بگذار عشق خاصیت تو باشد، نه رابطه خاص تو با کسی

 


 

موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن

هر روز صبح در آفریقا، آهویی از خواب بیدار میشود

و برای زندگی کردن و امرار معاش در صحرا میچرد
                 
                 آهو میداند که باید از شیر سریعتر بدود

در غیر اینصورت طعمه شیر خواهد شد

شیر نیز برای زندگی و امرار معاش در صحرا میگردد

میداند که باید از آهو سریعتر بدود، تا گرسنه نماند
                 
                 مهم این نیست که تو شیر باشی یا آهو ...

مهم اینست که با طلوع آفتاب از خواب برخیزی و برای زندگیت

با تمام توان

و با تمام وجود شروع به دویدن کنی


 


 

زلال باش ... ،‌ زلال باش ... ،

زلال تر از قطرات اشک

فرقی نمی کند که گودال کوچک آبی باشی

یا دریای بیکران، زلال که باشی، آسمان در تو پیداست


 


 

دو چیز را  همیشه فراموش کن:
               
خوبی که به کسی می کنی

بدی که کسی به تو می کند


 


 

همیشه به یاد داشته باش:
                      
در مجلسی وارد شدی زبانت را نگه دار

در سفره ای نشستی شکمت را نگه دار

در خانه ای وارد شدی چشمانت را نگه دار

در نماز ایستادی دلت را نگهدار



 



 

دنیا دو روز است:
                                                         
یکروز با تو و یک روز علیه تو

روزی که با توست مغرور مشو و روزی که علیه توست مایوس نشو

چرا که هر دو پایان پذیرند


 




 

         به چشمانت بیاموز که هر شخصی ارزش نگاه ندارد

به دستانت بیاموز که هر گلی ارزش چیدن ندارد


 


 

دوچیز را از هم جدا کن:

عشق و هوس

چون اولی مقدس است و دومی شیطانی

اولی تو را به پاکی می برد و دومی به پلیدی


 


 

         چشم و زبان، دو سلاح بزرگ در نزد تواند

چگونه از آنها استفاده میکنی؟

مانند تیری زهرآلود یا آفتابی جهانتاب؟

زندگی گیر یا زندگی بخش؟



 

         بدان که قلبت کوچک است پس نمیتوانی تقسیمش کنی

هرگاه خواستی آنرا ببخشی با تمام وجودت ببخش که کوچکیش جبران شود

هیچگاه عشق را با محبت، دلسوزی، ترحم و دوست داشتن یکی ندان

همه اینها اجزاء کوچکتر عشق هستند نه خود عشق

همیشه با خدا درد دل کن نه با خلق خدا و فقط به یگانه عالم توکل کن

آنگاه می بینی که چگونه قبل از اینکه خودت دست به کار شوی، کارها به خوبی پیش می روند

 



 

میدانیکه:

ازخدا خواستن عزت است

اگر برآورده شود رحمت است و اگر نشود حکمت است

از خلق خدا خواستن خفت است

اگر برآورده شود منت است اگر نشود ذلت است

 



 

         پس هر چه می خواهی از خدا بخواه

و در نظر داشته باش که

برای او غیر ممکن وجود ندارد و تمام غیر ممکن ها فقط برای توست

 






پس با خدا باش و پادشاهی کن

بی خدا باش و هرچه خواهی کن



[ جملات زیبا ]
+
خدا کجاست؟
خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست

خدا در قلبی است که برای تو می تپد

خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد

خدا آن جاست

در جمع عزیزترین هایت

خدا در دستی است که به یاری می گیری

در قلبی است که شاد می کنی

در لبخندی است که به لب می نشانی

خدا در عطر خوش نان است

خدا در جشن و سروری است که به پا می کنی

خدا را در کوچه پس کوچه های درویشی و دور از انسان ها جست و جو مکن

خدا آن جا نیست

او جایی است که همه شادند

و جایی است که قلب شکسته ای نمانده

در نگاه پرافتخار مادری است به فرزندش

در نگاه عاشقانه زنی است به همسرش

باید از فرصت های کوتاه زندگی جاودانگی را جست

زندگی چالشی بزرگ است

مخاطره ای عظیم

فرصت یکه و یکتای زندگی را

نباید صرف چیزهای کم بها کرد

چیزهای اندک که مرگ آن ها را از ما می گیرد

زندگی را باید صرف اموری کرد که مرگ نمی تواند آن ها را از ما بگیرد

زندگی کاروان سرایی است که شب هنگام در آن اتراق می کنیم

و سپیده دمان از آن بیرون می رویم

فقط چیزهایی اهمیت دارند

چیزهایی که وقت کوچ ما از خانه بدن با ما همراه باشند

همچون معرفت  خدا

و به خود آییم

دنیا چیزی نیست که آن را واگذاریم

دنیا چیزی است که باید آن را برداریم و با خود همراه کنیم

سالکان حقیقی می دانند که همه آن زندگی باشکوه هدیه ای از طرف خداونداست

و بهره خود را از دنیا فراموش نمی کنند

کسانی که از دنیا روی برمی گردانند

نگاهی تیره و یأس آلود دارند

آن ها دشمن زندگی و شادمانی اند

خداوند زندگی را به ما نبخشیده است تا از آن روی برگردانیم

سرانجام خداوند از من و تو خواهد پرسید:

آیا «زندگی» را «زندگی کرده ایی»؟


[ ]
+
گفت وگوی من با خدا
گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغه ی دیروز بود و هراس فردا، بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟

گفت: عزیزتر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی، که در تمام لحظات بودنت برمن تکیه کرده بودی،

من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی،

من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد،

با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم

گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغه ی دیروز بود و هراس فردا، بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟

گفت: عزیزتر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی، که در تمام لحظات بودنت برمن تکیه کرده بودی،

من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی،

من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد،

با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم

گفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اینگونه زار بگریم؟

گفت: عزیزتر از هر چه هست،

اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید

عروج می کند، اشکهایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان
چرا که تنها اینگونه می شود تا همیشه شاد بود

گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی؟

گفت: بارها صدایت کردم،

آرام گفتم: از این راه نرو که به جایی نمی رسی،

توهرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد

بلند من بود که عزیزتر از هر چه هست از این راه نرو که به ناکجاآباد هم نخواهی رسید

گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟

گفت: روزیت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی،

پناهت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی،

بارها گل برایت فرستادم، کلامی نگفتی،

می خواستم برایم بگویی و حرف بزنی.

آخر تو بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تنها اینگونه شد تو صدایم کردی

گفتم: پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی؟

گفت: اول بار که گفتی خدا آن چنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم،

تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر،

من می دانستم تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرار نمی کنی

وگرنه همان بار اول شفایت می دادم.

گفتم: مهربانترین خدا، دوست دارمت

گفت: عزیزتر از هر چه هست من دوست تر دارمت ...


[ گفت وگوی من با خدا ]
+
در آن زمان که امیدت برید از همه جا ، ببین کیست امیدت ، بدان که اوست خدا . .


[ جملات زیبا ]
+
امشب شب آرزوهاست

خدایا امیدوارم چندسال دیگه وقتی بزرگ شدم و وبم رو مرور کردم.با تعجب ببینم تمام آرزوهایی که امروز کردم همه برآورده شدن و هزاربار شکرت کنم.

خداجونم ازت میخوام که تمام بیمارا شفا پیدا کنن و بیمارایی که الان توی بیمارستان هستن چون شبه تازه دردهاشون شروع میشه و خوابشون نمیگیره پس خداجونم کمکشون کن که دردشون کم بشه و خوابشون بگیره.

خداجونم ازت میخوام حواست به تمام یتیم ها مخصوصا زهرا و محمد و پریسا و نگین بچه های دایی عبدالعلی که تازه یتیم شدن باشه.

خداجونم ازت میخوام هرکسی از دوست و آشنا و فامیل و همسایه و تمام مردم جهان هر کسی هر آرزویی داره برآورده بشه .

خداجونم ازت میخوام همه ی پدر مادرا سایه شون بالا سر بچه هاشون باشه و عروس و داماد شدن بچه هاشون و نوه هاشون رو ببینن مخصوصا مامانی و بابایی.

خداجونم ازت میخوام تمام دخترا و پسرا و اونایی که عاشقن به عشقشون برسن و ازدواج کنن و توی زندگیشون خوشبخت بشن.

خداجونم ازت میخوام  کمکم کنی که درسامو خوبه خوب بخونم و سال آینده با معدل بالای ۱۹ دیپلمم رو بگیرم .


خداجونم ازت میخوام که بتونم یه دندونپزشک خوب و معروف بشم اونایی که توانایی مالیشون کمه باهاشون راه بیام و با انصاف باشم.

خدایا ازت میخوام کمکم کنی که هیچ وقت یادم نره که تو شاهد اعمالم هستی.

در آخر سعادت و خوشبختی و عاقبت به خیری واسه تمام مردم جهان.

انشالله


[ ]
+
در دنیا سه نفر هستند که بدون هیچ چشم داشتی به تو عشق میورزند.پدر،مادر،و سومین آن کسی است که روزی او را پیدا خواهی کرد.
[ جملات زیبا ]
+
زندگی دو روز است.یک روز با تو و یک روز علیه تو .در آن روز که با توست مبادا مغرور شوی و در آن روز که علیه توست مبادا نا امید شوی.

به خدا توکل کن که ناامیدی از خدا گناه بزرگیه

یاحق


[ جملات زیبا ]
+
گفتگو با خدا

   در رویاهایم دیدم كه با خدا گفتگو می كنم .
خدا پرسید پس تو میخواهی با من گفتگو كنی؟

 من در پاسخش گفتم: اگر وقت دارید. خدا خندید و گفت وقت من بی نهایت است. در ذهنت چیست كه می خواهی از من بپرسی؟
پرسیدم چه چیز بشر شما را سخت متعجب می سازد؟

 خدا پاسخ داد: كودكی شان. اینكه آنها از كودكی شان خسته می شوند و عجله دارند زود بزرگ شوند و بعد دوباره پس از مدت ها آرزو می كنند كه كودك باشند... اینكه آنها سلامتی شان را از دست می دهند تا پول بدست آورند و بعد پولشان را از دست می دهند تا سلامتی شان را بدست آورند. اینكه با اضطراب به آینده نگاه می كنند و حال را فراموش می كنند و بنابراین نه در حال زندگی می كنند نه در آینده. اینكه آنها به گونه ای زندگی میكنند كه گویی هرگز نمی میرند و به گونه‌ای می میرند كه گویی هرگز زندگی نكرده‌اند...

 


[ گفتگو با خدا ]
+
داییم فوت کرد.................

 

دایی روحت شاد

مطمئنم که الان توی بهشت هستی

من که خیلی دوست داشتم ولی خیلی زود رفتی

هنوز هیچ کس باورش نمیشه که دیگه بین ما نیستی

مطمئنم که خودت مواظب پسر ۱۶ سالت و دختر ناز ۷سالت هستی

.......................

لطفا برای شادی روح داییم فاتحه الصلوات


[ ]
+
روز مادر مبارک

خداوند، زن، زیبایی
یک پسر کوچک از مادرش پرسید: چرا گریه می کنی؟
مادرش به او گفت: زیرا من یک زن هستم.
پسر بچه گفت: من نمی فهمم.
بعد پسر بچه از پدرش پرسید چرا مادر بی دلیل گریه می کند؟
پدرش تنها توانست به او بگوید: تمام زنها برای هیچ چیز گریه می کنند. پسر کوچک بزرگ شد و به یک مرد تبدیل گشت. ولی هنوز نمی دانست که چرا زنها بی دلیل گریه می کنند.
بالاخره سوالش را برای خداوند مطرح کرد و مطمئن بود که خدا جواب را می داند.
او از خدا پرسید: خدایا چرا زنها به آسانی گریه می کنند؟
خدا گفت: زمانی که زن را خلق کردم، می خواستم که او موجود به خصوصی باشد. بنابراین نشانه های او را آنقدر قوی آفریدم تا بار همه دنیا را به دوش بکشد و همچنین شانه هایش آنقدر نرم باشد که به بقیه آرامش بدهد.
من به او یک نیروی درونی قوی دادم تا توانایی تحمل زایمان بچه هایش را داشته باشد و وقتی آنها بزرگ شدند توانایی تحمل بی اعتنایی آنها را نیز داشته باشد.
به او توانایی دادم که در جایی که همه از جلو رفتن نا امید شده اند او تسلیم نشود و همچنان پیش برود.
به او توانایی نگهداری از خانواده اش را دادم. حتی زمانی که مریض یا پیر شده است بدون اینکه شکایتی کند.
به او عشقی دادم که در هر شرایطی بچه هایش را عاشقانه دوست داشته باشد. حتی اگر آنها به او آسیبی برسانند. به او توانایی دادم که شوهرش را دوست داشته باشد و از تقصیرات او بگذرد. همیشه تلاش کند تا جایی در قلب شوهرش داشته باشد. به او این شعور را دادم که درک کند، یک شوهر خوب هرگز به همسرش آسیب نمی رساند. اما گاهی اوقات توانایی همسرش را می آزماید و به او این توان را دادم که تمامی این مشکلات را حل کرده و با وفاداری کامل در کنار شوهرش باقی بماند و در آخر به او اشکهایی دادم که بریزد. این اشکها فقط مال اوست و تنها برای استفاده اوست. در هر زمانی که به آنها نیاز داشته باشد، او به هیچ دلیلی نیاز ندارد تا توضیح دهد چرا اشک می ریزد.
خدا گفت: می بینی پسرم! زیبایی یک زن در لباسهایی که می پوشد نیست، در ظاهر او نیست، در شیوه آرایش موهایش نیست. بلکه زیبایی یک زن در چشمانش نهفته است. زیرا چشمهای او دریچه روح اوست و در قلب او، جایی که عشق او به دیگران در آن قرار دارد.

مامانی خیلی دوست دارم و بابت همه چیز ازت تشکر میکنم .

امیدوارم سایه ی تو و بابایی همیشه بالا سرمون باشه.

خیلی خیلی دوست دارم قربونت برم روزت مبارک


[ ]
+
نمی دانم چرا آنقدر بزرگ نشده ام،که تو را تنها در مواقع سختی نخوانم؟

 چرا وقتی همه چیز هست، کمتر تو را صدا می کنم؟

چرا وقتی سالم و شاداب هستم، کمتر تو را شکر می گویم؟

 پروردگارا! تنها درخواستم از تو روحی وسیع است، آنقدر که فراموش نکنم،در خوشی ها باید بیشتر تو را صدا کرد!


[ جملات زیبا ]
+
مداد
پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه ای می نوشت .
بالاخره پرسید :
- ماجرای کارهای خودمان را می نویسید ؟ درباره ی من می نویسید ؟
پدربزرگش از نوشتن دست کشید و لبخند زنان به نوه اش گفت :
- درسته درباره ی تو می نویسم اما مهم تر از نوشته هایم مدادی است که با آن می نویسم .
می خواهم وقتی بزرگ شدی مانند این مداد شوی .
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید .

- اما این هم مثل بقیه مدادهایی است که دیده ام .
- بستگی داره چطور به آن نگاه کنی . در این مداد 5 خاصیت است که اگر به دستشان بیاوری ، تا آخر عمرت با آرامش زندگی می کنی .
صفت اول :
می توانی کارهای بزرگ کنی اما نباید هرگز فراموش کنی که دستی وجود دارد که حرکت تو را هدایت می کند .
اسم این دست خداست .
او همیشه باید تو را در مسیر ارده اش حرکت دهد .
صفت دوم :
گاهی باید از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی . این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار ، نوکش تیزتر می شود .
پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی .
صفت سوم :
مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه از پاک کن استفاده کنیم .
بدان که تصیح یک کار خطا ، کار بدی نیست . در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری مهم است.
صفت چهارم :
چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست ، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است .
پس همیشه مراقبت درونت باش چه خبر است .
صفت پنجم :
همیشه اثری از خود به جا می گذارد .
بدان هر کار در زندگی ات می کنی ردی به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کاری می کنی هوشیار باشی و بدانی چه می کنی .

                                                                 


[ مداد ]
+
سوره واقعه
به ادامه ی مطلب مراجعه کنید
[ سوره واقعه ]
+

سوره بقره آيه 186

و هنگامى كه بندگان من از تو درباره من سؤالى كنند (بگو) من نزدیكم! دعاى دعا كننده را به هنگامى كه مرا مى خواند پاسخ مى گویم، پس آنها باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان بیاورند تا راه یابند (و به مقصد برسند).

 

 


[ جملات زیبا ]
+

خدایا !

خدايا مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان ، اضطرابهای بزرگ، غمهای ارجمند و حيرتهای عظيم را به روحم عطا کن . لذت ها را به بندگان حقيرت بخش و دردهای عزيز را بر جانم ريز . خدايا به من توفيق تلاش در شکست ، صبر در نااميدی ، رفتن بی هموار، جهاد بی سلاح ، کار بی پاداش ، فداکاری در سکوت ، دين بی دنيا، مذهب بی عـوام، عـظمت بی نام، خدمت بی منان، ايمان بی ريا، تنهایی در انبوه جمعيت و دولت   . داشتن بی آنکه دوستم بدارند ،  عطا کن

 

                                                                                        دکـــتــــــــر عـلـی شــريعــتی


[ جملات زیبا ]
+

هر گاه خداوند بنده ایی را دوست بدارد .او را گرفتار مینماید و پس اگر برد باری پیشه کرد وی را بر میگزیند و اگر سپاس گذاری کرد وی را گلچین مینماید ...



[ جملات زیبا ]
+
ملاقات انسان با خدا

ظهر یک روز سرد زمستانی، وقتی امیلی به خانه برگشت، پشت در پاکت نامه ای را دید که نه تمبری داشت و نه مهر اداره پست روی آن بود. فقط نام و آدرسش روی پاکت نوشته شده بود. او با تعجب پاکت را باز کرد و نامه ی داخل آن را خواند:

« امیلی عزیز،

عصر امروز به خانه تو می آیم تا تو را ملاقات کنم.

با عشق، خدا»

امیلی همان طور که با دست های لرزان نامه را روی میز می گذاشت، با خود فکر کرد که چرا خدا می خواهد او را ملاقات کند؟ او که آدم مهمی نبود. در همین فکرها بود که ناگهان کابینت خالی آشپزخانه را به یاد آورد و با خود گفت: « من، که چیزی برای پذیرایی ندارم! » پس نگاهی به کیف پولش انداخت. او فقط ۵ دلار و ۴۰ سنت داشت. با این حال به سمت فروشگاه رفت و یک قرص نان فرانسوی و دو بطری شیر خرید. وقتی از فروشگاه بیرون آمد، برف به شدت در حال بارش بود و او عجله داشت تا زود به خانه برسد و عصرانه را حاضر کند. در راه برگشت، زن و مرد فقیری را دید که از سرما می لرزیدند. مرد فقیر به امیلی گفت: « خانم، ما خانه و پولی نداریم. بسیار سردمان است و گرسنه هستیم. آیا امکان دارد به ما کمکی کنید؟ »

امیلی جواب داد:آ« متاسفم، من دیگر پولی ندارم و این نان ها را هم برای مهمانم خریده ام. »

مرد گفت:آ« بسیار خوب خانم، متشکرم» و بعد دستش را روی شانه همسرش گذاشت و به حرکت ادامه دادند.

همان طور که مرد و زن فقیر در حال دور شدن بودند، امیلی درد شدیدی را در قلبش احساس کرد. به سرعت دنبال آنها دوید: آ« آقا، خانم، خواهش می کنم صبر کنید. » وقتی امیلی به زن و مرد فقیر رسید، سبد غذا را به آنها داد و بعد کتش را درآورد و روی شانه های زن انداخت.

مرد از او تشکر کرد و برایش دعا کرد. وقتی امیلی به خانه رسید، یک لحظه ناراحت شد چون خدا می خواست به ملاقاتش بیاید و او دیگر چیزی برای پذیرایی از خدا نداشت. همان طور که در را باز می کرد، پاکت نامه دیگری را روی زمین دید. نامه را برداشت و باز کرد:

امیلی عزیز،

از پذیرایی خوب و کت زیبایت متشکرم

با عشق، خدا . . .


[ ملاقات انسان با خدا ]
+
مناجات
خداوندا..

من از احساس بيهوده بودن ؛  من از چون حباب آب بودن
من از ماندن چون مرداب مي ترسم


خداوندا...

من از مرگ محبت من از اعدام احساس به دست دوستان دور يا نزديک مي ترسم


خداوندا..

 من از ماندن مي ترسم خداوندا من از رفتن مي ترسم...


خداوندا...

 من از خود نيز مي ترسم ...


خداوندا... پناهم ده


[ مناجات ]
+

خوشبختی ما در سه جمله است تجربه از دیروز ، استفاده از امروز ، امید به فردا

ولی ما با سه جمله دیگر زندگی مان را تباه می کنیم
حسرت دیروز ، اتلاف امروز ، ترس از فردا



[ جملات زیبا ]
+
کودکی از خدا پرسید...
کودکی از خدا پرسید: خوشبختی را کجا میتوان یافت؟
خدا گفت: آن را در خواسته هایت جستجو کن و از من بخواه تا به تو بدهم ...
با خود فکر کرد و فکر کرد، گفت: اگر خانه ای بزرگ داشتم بی گمان خوشبخت بودم، خداوند به او داد.
گفت: اگر پول فراوان داشتم یقینا خوشبخت ترین مردم بودم، خداوند به او داد، اگر ... اگر ... و اگر ...
اینک همه چیز داشت اما هنوز خوشبخت نبود، از خدا پرسید: حالا همه چیز دارم اما باز هم خوشبختی را نیافتم.
خداوند گفت: باز هم بخواه، گفت: چه بخواهم؟ هرآنچه را که هست دارم!
گفت: بخواه که دوست بداری، بخواه که دیگران را کمک کنی، بخواه که هر چه را داری با مردم قسمت کنی.
و او دوست داشت و کمک کرد و در کمال تعجب دید لبخندی را که بر لبها می نشیند، و نگاه های سرشار از سپاس، به او لذت می بخشد.
رو به آسمان کرد و گفت: خدایا خوشبختی اینجاست، در نگاه و لبخند دیگران

?mage


[ کودکی از خدا پرسید... ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!